استاد
علی اکبر شکارچی در ۶ فروردین۱۳۲۸ در روستای چم سنگر دورود لرستان متولد
شدند. نواختن کمانچه را از کودکی تحت تاثیر نوازندگان محلی آغاز کردند و
پس از اخذ دیپلم و خدمت سربازی در سن ۲۴ سالگی به تهران عزیمت نمود و در
سال ۱۳۵۰ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل گردید و
جهت فراگیری ردیف های سازی و آوازی و قطعات ضربی از محضر استادان داریوش
صفوت، نورعلی خان برومند،محمود کریمی، یوسف فروتن،سعید هرمزی و جلال
ذالفنون بهره می برد. استاد در طول این سالها همواره ازمحظر یگانه کمانچه
استاد علی اصغر بهاری سود می بردند. استاد در سال ۱۳۵۶ در اولین آزمون
موسیقی باربد نفر اول رشته نوازندگی کمانچه گردید. استاد از سال ۱۳۵۸ در
دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران،دانشگاه سوره،کانون فرهنگی هنری چنگ
وچاووش و همچنین آموزشگاه موسیقی آرش به تدریس موسیقی پرداخته است. از
آثار منتشر شده ایشان:موسیقی خلق لر ، جرس ، کوهسار ، بیست ترانه کهن لری
، کاروانه ، خونین شهر (کار مشترک با عطا جنگوک ) ، قطعاتی از موسیقی لری
، بهارباد ، خواب شقایق و کارهای پژوهشی آلبوم ردیف میرزا عبدالله با
کمانچه ، موسیقی فیلم خون بس و انتشار ۲ جلد کتاب وزن خوانی و کارهای دیگر
را می توان نام برد و نیز تجزیه و تحلیل بیست ترانه کهن لری که در دست
انتشار می باشد. استاد علاوه بر ایران کنسرتهای فوق العاده ای را در کشور
های: سوئیس ،سوئد، ایتالیا ، آلمان ،فرانسه ، انگلیس ، اتریش ، کلمبیا و
استرالیا اجرا نموده اند.مسلم چهار مضراب اومد،میلاد شروع کرد به تمبرک(تمبک)......
بعدش ماهور،کشکله شیرازیو که زد ریتم تند شد و ناخود آگاه مانند مستان، مست کمانچه لری(تال) شدم و
خودم رو به جای آپارتمان های زندان گونه تهران در کوهستان های لرستان دیدم و
توزه بازیگه وریسا چی روز رم شکار
چوپی گیر صیاد میدو میکشه هزار هزار
ما لریم و لک و زنده به این موسیقی، بی زبان و فرهنگمان هیچیم،هیچ.
درود بر مسلم و میلاد
Babak cheta cheni si LORESSO gham biya baret
براي استاد رضا سقايي
در بي ستاره ترين شبها ، طنين صدايش با شب تيره مي آميخت تا روشن ترين ستاره ها را گواه غم ها و تنهايي هاي اين قوم بگيرد. وقتي از شب مي گفت و آسمان :
ا خدا شوبي دواره آسمو پر بي ستاره
چي همه شو تو گرتم اكه دردم چاره ناره
در بي كسي و بي پشت و پناهي برادرانم ، يكدانه برادري سر بر مي آورد – تفنگ – وقتي محرم خوابهاي شبانه ام مي شود .صدايش :
تفنگ دردت وجونم تفنگ بي تو نمونمادامه مطلب
ger seyle chamet marhami ar zakhme pelanga////////ger naze to darmone diyari dele tanga
کشکله شیرازی حیرونت بیمه ******** ژ عشق تونه دیوونه بیمه
هفت سال چی یه روز د دمت گشتم ******** نه رنگت دیم نه طمت چشتم
هرگز نچیمه گلی دو باغت ********* سوزه بالا برز مردم ده داغت
کشکله شیرازی کشکله مردم **************** سوختم و برشتم هیچ دت نحردم
دنو طلایی ها نوم دمت ************* وخته بمیرم سی خم چمت
دختر تو چته رنگت پرسه ************* مر د جنگ دیرو جومت درسه
ا غصه نحوری که جومه سیت سونم ************ سیقه سرت بام دردت و جونم
شو تا ایواره سازگار نیه
*ارا دوریکت فره هولمه
چنه بیستون خم و کولمه
*بیلا هر شو بو ا روژ بیزارم
عازیتی دوسم کرده بیمارم
*بیلا هر شو بو ا روژ بیزارم
نا خا بدگری شک باوژیه کارم
*نه کاقذ دیرم نه قلم دوات
راز دلکم بنیسم ارات
*یارم نمیره گوشت اشکارم
زحمت بکیشم ارا کی بارم
*هر کل کلت بی بو تا کلت کم
و باوان مچی دس ا ملت کم
*خدالم شکری رسیمه مطلو
دلم ساکت بی ژ پزاره شو



روزهایی بود که سقایی می خواند و ما نبودیم،امروز ما هستیم،سقایی هست و میخواند و فردا ما نیستیم ولی سقایی هست وهمچنان می خواند....
تو چی اور وهارو زی و رتی
منه مو آسمونی پر ده پتی
منه حونه خراو وا کم پرو پا
ده دم اوریا دنیا به گردم
تو چی ناله گرونه درده داری
نیشم زی و رتی چی کاوه ماری
وا کمی دسلات کم چش و چاره
ده ظلمات شاه ماریا به گردم
تو چی برق و بریقه کس مزونی
نشو دی و بیی و بی نشونی
محاله رته نم ده آسمونیا
مگر ده خاو آساریا به گردم
ده شهر دیر دیر چوله چولی
دیواریانه سی پاساریا میگردم

این روزها جای مرد حنجره طلای لر خالیست.
چند روزیست سوز صدایت ناخوداگاه گلوله ای از بغض را در گلویم جمع میکند.از بزران و دختر قد بلنگ گرفته تا درخت نارونت و دایه دایه.کاش باز می خواندی.......
استاد علی اکبر شکارچی
استاد
علی اکبر شکارچی در ۶ فروردین۱۳۲۸ در روستای چم سنگر دورود لرستان متولد
شدند. نواختن کمانچه را از کودکی تحت تاثیر نوازندگان محلی آغاز کردند و
پس از اخذ دیپلم و خدمت سربازی در سن ۲۴ سالگی به تهران عزیمت نمود و در
سال ۱۳۵۰ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل گردید و
جهت فراگیری ردیف های سازی و آوازی و قطعات ضربی از محضر استادان داریوش
صفوت، نورعلی خان برومند،محمود کریمی، یوسف فروتن،سعید هرمزی و جلال
ذالفنون بهره می برد. استاد در طول این سالها همواره ازمحظر یگانه کمانچه
استاد علی اصغر بهاری سود می بردند. استاد در سال ۱۳۵۶ در اولین آزمون
موسیقی باربد نفر اول رشته نوازندگی کمانچه گردید. استاد از سال ۱۳۵۸ در
دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران،دانشگاه سوره،کانون فرهنگی هنری چنگ
وچاووش و همچنین آموزشگاه موسیقی آرش به تدریس موسیقی پرداخته است. از
آثار منتشر شده ایشان:موسیقی خلق لر ، جرس ، کوهسار ، بیست ترانه کهن لری
، کاروانه ، خونین شهر (کار مشترک با عطا جنگوک ) ، قطعاتی از موسیقی لری
، بهارباد ، خواب شقایق و کارهای پژوهشی آلبوم ردیف میرزا عبدالله با
کمانچه ، موسیقی فیلم خون بس و انتشار ۲ جلد کتاب وزن خوانی و کارهای دیگر
را می توان نام برد و نیز تجزیه و تحلیل بیست ترانه کهن لری که در دست
انتشار می باشد. استاد علاوه بر ایران کنسرتهای فوق العاده ای را در کشور
های: سوئیس ،سوئد، ایتالیا ، آلمان ،فرانسه ، انگلیس ، اتریش ، کلمبیا و
استرالیا اجرا نموده اند.چل سرو (Chell Sero) يا چهل سرود از جمله فال های آشنا و بسيار متداول مردم لرستان است که غالبا در شبهای طولانی سال (بويزه شب چله در زمستان) بين افراد خانواده ،اقوام و همسايگان و درمحيطی دوستانه و دسته جمعی برگزار می شود.
نحوه فال چل سرو نيز بدين ترتيب است که ابتدا از جمع حاضران يک نفر بعنوان فال انداز انتخاب می کنند. فال انداز نيز به نوبه خود چهل دانه تسبيح يا چهل دانه گردو يا چهل دانه سنگ ريزه انتخاب و آماده می کند و با نام خدا و پيامبر و امام علی فال را شروع می کند .
حاضرين که دايره وار نشسته اند به نوبت هر کدام يک يا دو کلمه از مصراع اول يک بيت شعر را که در نظر دارند قرائت می کنند، مثلا از بيت :
هر صو و سحر بانگ خروسان شوره تلميت بار تازه عروسان (بيت هيجدهم ابيات زيرين) می توانند تنها بگويند هر صو وسحر ،سپس فال انداز نيز پس از قرائت هر بيت يکی از دانه های تسبيح ( يا يکی از چهل شی از قبل آماده شده ) را جدا می کند . بعد دومين نفر از يکی از بيت های چهل سرود مثلا :
خدا برسان روزی قليانم تماکو فروش بکه مهمانم ( بيت چهارم ابيات زير) می تواند فقط دو کلمه اول بيت را ( خدا برسان ) را بگويد .پس از خواندن تک بيتی ها ،هم کسی که نيت نموده و هم حاضران در جلسه از معنی و مفهوم ان و جواب خوب يا بد بودن فال مطلع می شوند.
بعنوان نمونه نتيجه نيت و فال در مصرع اول تک بيتی: هر صو و سحر (نيک) و بيت، خدا برسان روزی قليانم (بد) قلمداد می گردد ،زيرا در بيت اول بحث از نوعروسان است و در بيت دوم بحث تنباکو و قليان است که بيشتر در مراسم عزاداری موارد مصرف دارد.
شعرخوانی تا چهلمين بيت ادامه می يابد، چهلمين بيت چون اخرين بيت و نتيجه و جواب فال است حتما بايستی بطور کامل قرائت شود.
نمونه ای از اشعار و ابيات بکار رفته در فال چل سرو و ترجمه آنان بشرح زير است :
اشعار و ابيات فال چل سرو
۱- خدات و بين د دو گل ژوهار
اول اسب و زين دوم ژن و مال
۲- خدا خدام بی وارون باووارو
سوزه کور و کول آوو ز روبارو
۳- خدا بسينی حقم ز دايه
خوم رنجم کيشاکی نيست و سايه
۴- خدا برسان روزی قليانم
تماکو فروش بکه مهمانم
۵- وسا چترکت ساته بکم خاوو
شا جنم جام بو نويی نوای آوو
۶- تلی ژ زلفت پاونی پامه
گری نوينمت آخر دنيامه
۷- کراسکت چيته گلی دش وازه
بمارکت بو ئی دوس تازه
۸- بری تيله دت دان و نوم شومم
مر علی رحم کی و بنه تومم
۹- دمه کت بار بن و نوم دمم
بلکم ساکت بو دل پر غمم
۱۰- ز بلننی کوور وژم کردمه گل
ارا تو دت گلونی اه مل
۱۱- هر مای هر مچی بو تا کلت کم
و باووان مچی دس وه ملت کم
۱۲- بومه کونيلک و سر شانت
تک تک بچکيام و نرمی رانت
۱۳- گنم گرمسير هر تلی جاييی
بوشه دوسکم شو نوسی بايی
۱۴- سوزه سيلم که لويی بکه زرد
حکيمم تو بين کی من داشتم درد
۱۵- سوزه ،سوزم بی، سوزه هزاره
سوزه يکی بی داته مغاره
۱۶- کور گن بايی بوينه هماری
و لا دوس مچم و سر سواری
۱۷- خوشا و کوری منيشيا ولات
دسته مه ماليا خاليل پنجه پات
۱۸- هر صو و سحر بانگ خروسان
شوره تلميت بار تازه عروسان
۱۹- دمه کت قوطی ،آوو حووری مونه
دسه کت بالشت زير سری مونه
۲۰- دم قن دنو قن ،لوشکر نيم
افرين ز دوس صد آفرينم
۲۱- زير سريت نی بو زير پاييت له بو
ز مال ز دنيا هر ژنت خاص بو
۲۲- و در ماله کت ساتی بنيشم
هرکس بپرسی بوشم دوريشم
۲۳- ايواره گونی گاو و گاوبنونی
ار تو دلت بو کسی چه زونی
۲۴- هر مای هر مچی له براوورم
آخر دووارون مارينه سرم
۲۵- صد دوس بگرم هر تو يارمی
هر تو دوسه کی نوو شکارمی
۲۶- دسمال دسکت بيلا دوتا بو
يکيش اوريشم يکی کتان بو
۲۷- دوس اول خاص اسکه ميل سردم
ژم دلگير بوينه و حرف مردم
۲۸- و کاردم نکوش زخمم دياره
مردمه مو شن يه گنه کاره
۲۹- امروز چن روزه دوير ز يارانم
چوين زمين شور تشنه وارانم
۳۰- ار دوس بزانه مه حالم چوينه
نه زلفه ميلی نه خال و سينه
۳۱- نزانم دتی يا دسگيرونی
قرپ قرپ کوشه کت مالم رمونی
۳۲- يه چه جنسی بی تو کردت له ور
هواکت برزه نميکم و سر
۳۳- خوشا و کری گرمسير جاسی
منزل ار منزل دم کل همساسی
۳۴- يه شو ديمه خواوو ،خواوو دورونيه
دسم وه مل دوسکم بيه
۳۵- مرمن چه واتم تو چه شنفتی
و حرف ناکس تو له من کفتی
۳۶- يه شو تا و صو شم سوزانم بی
طول شايم را دوس مهمانم بی
۳۷- بيلا هر شو بوله روز بيزارم
ترسم ناکسی شو بيه و کارم
۳۸- و يادته مای کارد بری دسم
دسمال آووردت بستی له دسم
۳۹- دسکم بگر بور و مالکت
بکم و مهمان تنيا خالکت
۴۰- اگر مبلکت فراموشم بو
سفيدی کفن بالا پوشم بو
۴۱- خدا خدام بی ز مال بوينه در
چارشو عروسی بکيشی و سر
۴۲- ا بالا برزه ز دوير دياره
يا دار حنا يا ميخک باره
۴۳- ميخک بارمه و کس نميمه
اری يارمه اری يارمه
ترجمه فارسی
خدايت بدهد دو گل از بهار
اول اسب و زين دوم زن و دارائی
خدا خدا می کردم بارون بباره
پسر سبز چهره آب بر دوش از رود بياره
خدا حقم رو از دايه بگيره
خودم رنج کشيدم کی در سايه رنج من نشست
خدا روزی قليانم برسون
تنباکو فروش رو مهمانم کن
در سايه زلفانت ساعتی بخوابم
شايد جهنم جام باشه نشد به درک
تاری از زلفانت پايبند پامه
لحظه ای نبينمت آخر دنيامه
پيرهن چيتت تکه ای ازش بازه
مبارکت باشه دوست جديدی که گرفتی
گروهی دختران نورسيده از ميان شخمم گذشتند
مگر علی رحم کنه به باقيمانده بذرهايم
دهانت رو به دهانم بگذار
بلکه دل پر غمم ساکت بشه
از بلندی کوير کوه خودم رو رها کردم
بخاطر دختران نورسيده چارقد ابريشمی بگردن
همواره می آيی و می روی بيا تا بدرقه ات کنم
بخانه پدری ميری تا دست در گردنت بندازم
کاش مشک کوچکی می شدم روی شانه ات
قطره قطره می چکيدم به نرمی رانت
گندم گرمسير هر خوشه جائی
بدوستم بگو شب نمونه و بياد
سبزه چهره ام نگاهی کن ولبخندی بزن
حکيم و درمانم تو بودی من کی دردی داشتم
سبز چهره،سبزه گونم بود،سبزه ها هزارتان
سبزه چهره ام تنها يکی بود پناه به کوه برد
کبير کوه تکه تکه شی صاف بشی
مثل من سواره پيش دوست می رم
خوشا بحال پسری پيشت می نشست
دست و خال های پنجه پايت را مالش می داد
هر صبح و سحر بانگ خروسها
صدای پای کاروان تازه عروسها
دهانت کوچک ،آبخوری مونه
دستت تکيه گاه و پناه سرمونه
دهان و دندان قند، لب چو شکرم
آفرين و صد افرين به تو ای دوست
زير سرت نی و تشک خوابت گليم
از دارائی دنيا همسرت نيک باشه
دم در خونت ساعتی بنشينم
هر کی پرسيد بگم درويشم
هنگام غروب که گاو ها را می بندند
اگه تو بخوای هيچکس چيزی نمی دونه
همواره ميايی و می ری در برابرم
می ترسم اخر منو گرفتار مصيبتی کنی
صد تا دوست بگيرم تنها تو يارمی
تو تنها دوست تازه شکار کردمی
بذاز دستمال دستت دو تا باشه
يکی ابريشم و ديگری کتان باشه
دوست اول نيک و حالا سرد ميل ام
که به حرف ديگران از من دلگير شده ای
منو با کارد نزن چون زخم تنم هويداست
مردم ميگن اين گناهکاره
امروز چند روزه دور از يارانم
مثل شوره زار تشنه بارانم
اگه دوست بدونه حالم چنينه
نه موهايش را می گذارد نه خال بر سينه اش
نمی دانم دختری يا نامزد داری
صدای کفشات خونه ام رو خراب کرده
اين چه لباسی بود تو پوشيدی
بلند پروازی که بمن سر نمی زنی
خوشا بحال پسری که جاش تو گرمسيره
منزل به منزل دهن تنگ همسايه اشه
يه شب خواب ديدم خواب دروغ نيست
دست تو گردن اون دوستم بوده
مگه من چی گفتم تو چی شنيدی
به حرف ناکسان از من دور افتادی
يه شب تا به صبح شمع سوزانم بود
طبل شادی زدم چون دوست مهمانم بود
بذار هميشه شب باشه ،بيزارم از روز
می ترسم ناکسی دوست مونو بهم بزنه
يادت می ياد کارد دستمو بريد
دستمال اوردی دستمو بستی
دستم و بگير و بخونه ات ببر
منو مهمونه تنها خاله ات کن
اگه ميل و دوستيت فراموشم بشه
کفن سفيد بالا پوشم بشه
خدا خدا می کردم از خونه درآی
چادر نماز عروسی رو بکشی به سر
آن قامت زيبا از دور پيداست
يا درخت حنا يا ميخک باهاش داره
ميخک همراه دارم به کسی نمی دم
برای يارمه برای يارمه

در کنار ما ، دره ايست عميق و رودي خروشان که در آن جاريست!
و ما ، در شگفت از اين همه زيبايي !
آنجا منطقه ايست باستاني با ترکيبي از کوه هاي بلند و دشت هاي وسيع و جنگل هاي فراخ و کشتزار هاي سرسبز.
و مردمي دارد با روحيات متضاد!
دو شهر کوچک ِ آنجا ، نامهايي دارند بر گرفته از تاريخ و طبيعت آن سامان:
يکي کوهدشت و آن ديگري رومِـشکان
ميگويند : در ساليان دور، اين طبيعت يکتا به ياري سپاهيان ايران آمده و روميان را به شکستي سخت ، وا داشته!
از اين رو ، نام آن ديار را روم شِکان نهادند تا شکست روميان را به ياد آورد
و باز ميگويند: اسيران سپاه روم در کنار ايرانيان ساکن آنجا از خود نسلي بر جاي گذاشته اند با موي و چشمي روشن که هم اينک "رومياني" نام دارند.
و نيز ميگويند: که در آن کوه هاي بلند سر به آسمان ، غار هاي عميقي است مملو از گنجي بي پايان .
در سالهاي نه چندان دور ، گروهي از ساکنين محلي که پي به وجود جنين ميراثي برده بودند ، از کنج غار، گنج پر مقدار را ذره ذره بيرون کشيدند و در غياب نيروهاي حفاظت ميراث فرهنگي، به فروش آنها دست زده و از اين راه براي خود، ثروتي فراهم کرده بودند.پس از مطلع شدن سازمان هاي مسؤول، آن محل ها تحت حفاظت قرار گرفتند و از ادامه اين روند جلوگيري شده بود.
شواهد زيادي بود که شنيده هاي ما را برايمان باور کردني کند.چرا که از باستاني بودن آن منطقه اطلاع داشتيم و پلي از دوره ساسانيان که آنجا بود ، مظهر آثاري بود که پيشينيان ما از خود به جاي گذاشته اند و نيز"رومياني" ها اکنون ساکن آن ديارند با موي و چشماني روشن! و نيز ما شاهد در هاي بزرگي بوديم در وسط کوه ها که به ما گفته شد اينها دهانه همان غار هاست که مسدود شده تا بيش از اين غارت نشوند.
اما صرف نظر از درستي يا نادرستي اين گفته ها ، کسي که براي اولين بار در آن مکان پا ميگذارد، با ديدن اين طبيعت زيبا و عجيب، و شنيدن آن ماجرا هاي عجيب تر ، نا خودآگاه خود را در اعماق تاريخ مي يابد و اين باعث ميشود که اطرافش را به دقت بيشتري بنگرد
گویش یا زبان لکی همگره گویش های فیلی ، کرماشانی ،کلهری ، گروسی ،و خانقینی است که در مناطق غرب لرستان (کوهدشت ، نورآباد،الشتروچغلوندی ) ، هرسین ، دره شهر ،آبدانان ،صحنه،کنگاور و بخشهای از خرم آباد،نهاوند،بروجرد،ایلام ،کرمانشاه و همدان با آن صحبت می شود ، در این حوزه شاعران بزرگی از قرن ها پیش تا کنون شعر هایی را سروده اند که از آن جمله می توان به ملاپریشان سلسله ای (ق 8) ،ملا منوچهر ، ملاحق علی ، آزاد بخت ، غضنفری،ترکه میر ، حسنوند و ..... اشاره کرد در ضمن بیشتر شعر های مذهبی یارسانی ها (اهل حق) نیز به این زبان می باشد، پهلویانه (فهلویات) که شعرهایی با شاعر نامشخص می باشند نیز بین مردم این منطقه رایج است که سینه به سینه نقل شده اند و در مراسم شادی و عزا خوانده می شوند(1)
متاسفانه این گویش فاقد گونه ی نگارش روشنی می باشد و هر نویسنده ای بنا بر سلیقه ی خود دست به کشف حروفی برای خود نموده است در این مقاله سعی شده با الهام از شیوه ی نگارش کردی حروف الفبایی برای این گویش تهیه گردد که امید است مورد توجه مححققان عزیز قرار بگیرد لازم به ذکر است که این حروف زبان لری و بختیاری را نیز می تواند در بر بگیرد .
اصل اساسی در این شیوه ی نگارش " برابری ویکسانی تلفظ و نوشتن کلمه" می باشد . این حروف به صورت زیر می باشند:
آا ،ب،پ ،ت ، ج ، چ ، ح ، خ ، د ، ر ، ر، ز، ژ، س ، ش ، ع ، غ ، ف ، ق ، ک ، گ ، و ، وو ، و ، ل ، ل ، م ، ن ، ه ،هه ،ی،ی ،ق
که در زیر آوا نوشت آنها همراه با مثال هایی آورده شده است.
| معنی فارسی | لاتین | واژه | لاتین | حروف فارسی | حروف لکی |
| جان | gian | گیان | a | آ ا | آ ا |
| بالا | beleng | بلی نگ | b | ب | ب |
| ذره | persga | پریشگه | p | پ | پ |
| انبارآرد | tapu | تاپوو | t | ت | ت |
| زمین بایر | gar | جار | j | ج | ج |
| چشم | ceam | چیه م | c | چ | چ |
| حامد | hamed | حامد | h | ح | ح |
| خوب | xas | خاس | x | خ | خ |
| دهان | dam | ده م | d | د | د |
| راه | r e | ری | r | ر | |
| پایین | xwar | هووار(خووار) | r | ر | ر |
| زخم | zeam | زیه م | z | ز | ز |
| زن | zan | ژه ن | z | ژ | ژ |
| سا لم | saq | ساق | s | س | س |
| چوپان | soon | شوون | s | ش | ش |
| علی | ali | عه لی | ع | ع | |
| صخره | maqar | مه غا ر | q | غ | غ |
| زیاد | fera | فره | f | ف | ف |
| صحبت | qese | قسه | q | ق | ق |
| پسر | kor | کور | k | ک | ک |
| مکث | get | گت | g | گ | گ |
| گل | gol | گول | o | ___ُ___ | و |
| خون | xun | خؤین | u | ؤ | |
| گردن | mel | مل | L | ل | ل |
| خانه | mal | مال | L | ل | |
| ماهی | mave | ماوی | m | م | م |
| نان | no | نو | n | ن | ن |
| تاج ماکیان | pup | پووپ | u | او | وو |
| ندا دادن | hena | هه نا | h | هـ | هـ |
| بله | bale | به لی | a | ----َ—َ | ه ، ــه |
| شیر درنده | ser | شیر | e | ی ، یـ | |
| شیر خوردنی | sir | شیر | i | ی | ی |
| هفده | havda | هه قده | V | ق |
با توجه به جدول بالا می توان نوشت:
- در الفبای لکی 8 حرف جدید اضافه شده است که عبارتند از :( ه ، و ،وو ، ؤ ، ی ، ر ، ل ، ق )
- در الفبای لکی شش حرف حذف شده است که عبارتند از : (ط ، ث ، ص ، ذ ، ظ ، ض)
توجه : به نظر شما این کلمات چه معنی ایی می دهند ؟ درد ، برد ، لر،کشت ،کر
حروف اضافه شده :
* درالفبای لکی فتحه ( —َ - ) به صورت "(ـه ، ه)" نوشته می شود مانند:
له ک (لک) ، به رد (سنگ) ، خه م (غم) ، فه رزاد (فرزاد)، له ر (لاغر)،سه ر(سر) ، ده رد(درد)
* درالفبای لکی بجای ضمه ( — ُ- ) از " واو " بزرگ استفاده می شود مانند:
لور(لر) ، کوشت (کشت) ، گومان (گمان) ، گوراز (گراز) ،مونگ (ماه) ، سور(لغزنده)،دورد (کار بد)
* در الفبای لکی برای کسره نمادی در نظر گرفته نشده است بنابراین هر کلمه ی بدون نماد ، کسره می تواند باشدمانند:
کر (نشانه) ، لر(گیجی)، کشت (کشت و کار) ، برد(بردن)، هاتن(آمدن) ، بن (ته)
* در الفبای لکی بجای (او) از" وو " استفاده می شود مانند:
دروو (دروغ) ، دوو (دوغ) ، نوو (نو)
* در الفبای لکی حرف ویژه ای وجود دارد که معادل آن در فرانسوی و آلمانی نیز پیدا می شود U,O که در لکی به صورت " و " با دو نقطه روی آن نوشته می شود مانند:
رؤین (روغن ) ، شؤی (شوهر) ، خؤیه (خواهر)
* در الفبای لکی دو < ی> وجود دارد یکی مانند فارسی می باشد و دیگری یای کم صدا ست که معادل دو کسره است و به صورت " ی " معمولی است اما یک 7 کوچولو بالای آن است یُِِ ، یِّا مانند:
شیر(شیر درنده) ، ایسه (حالا) ، لیو (لب)،
* در الفبای لکی دو < ر> وجود دارد که یکی معادل فارسی می باشد ودر دیگری زبان آن را مشدد و با لرزش تلفظ می کند که به صورت" ر " معمولی با یک 7 کوچلو در زیرش نوشته می شود مانند:
پر (پر) ، چرین (آوازخواندن) ، کور (پسر ) ، ارا (برای) ، هه ره (اره)
* درالفبای لکی دو نوع ل وجود دارد که نوع اول مانند فارسی می باشد مانند مه ل( پرنده) ، مل (گردن)، که ل (شکاف) اما در نوع دوم زبان سنگین و غلطان تلفظ می شود و به صورت" ل " معمولی با یک 7 کوچک در بالایش نوشته می شود مانند:
کول (کوتاه) ، گول (گل) ، دل (دل) ، که ل (گوزن)
* در لکی حرفی بین < ف > و < و > وجود دارد که مانند V لاتین تلفظ می شود و در لکی به صورت ق سه نقطه " ق " نوشته می شود ، صدای این حرف شبیه صدای وزیدن باد است مانند:
هه قده (هفده) ، گه قوه (گبه ، فرش)، گقه ( صدای وزش باد) ، گقن ( موی مجعد ،نوعی گیاه)
پرسش:



