تک بیتی لکی از سیاوش تیمورنژاد
ger seyle chamet marhami ar zakhme pelanga////////ger naze to darmone diyari dele tanga
(koohdasht . roomeshkan. moradabad)
ger seyle chamet marhami ar zakhme pelanga////////ger naze to darmone diyari dele tanga
کشکله شیرازی حیرونت بیمه ******** ژ عشق تونه دیوونه بیمه
هفت سال چی یه روز د دمت گشتم ******** نه رنگت دیم نه طمت چشتم
هرگز نچیمه گلی دو باغت ********* سوزه بالا برز مردم ده داغت
کشکله شیرازی کشکله مردم **************** سوختم و برشتم هیچ دت نحردم
دنو طلایی ها نوم دمت ************* وخته بمیرم سی خم چمت
دختر تو چته رنگت پرسه ************* مر د جنگ دیرو جومت درسه
ا غصه نحوری که جومه سیت سونم ************ سیقه سرت بام دردت و جونم
شو تا ایواره سازگار نیه
*ارا دوریکت فره هولمه
چنه بیستون خم و کولمه
*بیلا هر شو بو ا روژ بیزارم
عازیتی دوسم کرده بیمارم
*بیلا هر شو بو ا روژ بیزارم
نا خا بدگری شک باوژیه کارم
*نه کاقذ دیرم نه قلم دوات
راز دلکم بنیسم ارات
*یارم نمیره گوشت اشکارم
زحمت بکیشم ارا کی بارم
*هر کل کلت بی بو تا کلت کم
و باوان مچی دس ا ملت کم
*خدالم شکری رسیمه مطلو
دلم ساکت بی ژ پزاره شو
تو چی اور وهارو زی و رتی
منه مو آسمونی پر ده پتی
منه حونه خراو وا کم پرو پا
ده دم اوریا دنیا به گردم
تو چی ناله گرونه درده داری
نیشم زی و رتی چی کاوه ماری
وا کمی دسلات کم چش و چاره
ده ظلمات شاه ماریا به گردم
تو چی برق و بریقه کس مزونی
نشو دی و بیی و بی نشونی
محاله رته نم ده آسمونیا
مگر ده خاو آساریا به گردم
ده شهر دیر دیر چوله چولی
دیواریانه سی پاساریا میگردم

این روزها جای مرد حنجره طلای لر خالیست.
چند روزیست سوز صدایت ناخوداگاه گلوله ای از بغض را در گلویم جمع میکند.از بزران و دختر قد بلنگ گرفته تا درخت نارونت و دایه دایه.کاش باز می خواندی.......
استاد
علی اکبر شکارچی در ۶ فروردین۱۳۲۸ در روستای چم سنگر دورود لرستان متولد
شدند. نواختن کمانچه را از کودکی تحت تاثیر نوازندگان محلی آغاز کردند و
پس از اخذ دیپلم و خدمت سربازی در سن ۲۴ سالگی به تهران عزیمت نمود و در
سال ۱۳۵۰ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل گردید و
جهت فراگیری ردیف های سازی و آوازی و قطعات ضربی از محضر استادان داریوش
صفوت، نورعلی خان برومند،محمود کریمی، یوسف فروتن،سعید هرمزی و جلال
ذالفنون بهره می برد. استاد در طول این سالها همواره ازمحظر یگانه کمانچه
استاد علی اصغر بهاری سود می بردند. استاد در سال ۱۳۵۶ در اولین آزمون
موسیقی باربد نفر اول رشته نوازندگی کمانچه گردید. استاد از سال ۱۳۵۸ در
دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران،دانشگاه سوره،کانون فرهنگی هنری چنگ
وچاووش و همچنین آموزشگاه موسیقی آرش به تدریس موسیقی پرداخته است. از
آثار منتشر شده ایشان:موسیقی خلق لر ، جرس ، کوهسار ، بیست ترانه کهن لری
، کاروانه ، خونین شهر (کار مشترک با عطا جنگوک ) ، قطعاتی از موسیقی لری
، بهارباد ، خواب شقایق و کارهای پژوهشی آلبوم ردیف میرزا عبدالله با
کمانچه ، موسیقی فیلم خون بس و انتشار ۲ جلد کتاب وزن خوانی و کارهای دیگر
را می توان نام برد و نیز تجزیه و تحلیل بیست ترانه کهن لری که در دست
انتشار می باشد. استاد علاوه بر ایران کنسرتهای فوق العاده ای را در کشور
های: سوئیس ،سوئد، ایتالیا ، آلمان ،فرانسه ، انگلیس ، اتریش ، کلمبیا و
استرالیا اجرا نموده اند.

گویش یا زبان لکی همگره گویش های فیلی ، کرماشانی ،کلهری ، گروسی ،و خانقینی است که در مناطق غرب لرستان (کوهدشت ، نورآباد،الشتروچغلوندی ) ، هرسین ، دره شهر ،آبدانان ،صحنه،کنگاور و بخشهای از خرم آباد،نهاوند،بروجرد،ایلام ،کرمانشاه و همدان با آن صحبت می شود ، در این حوزه شاعران بزرگی از قرن ها پیش تا کنون شعر هایی را سروده اند که از آن جمله می توان به ملاپریشان سلسله ای (ق 8) ،ملا منوچهر ، ملاحق علی ، آزاد بخت ، غضنفری،ترکه میر ، حسنوند و ..... اشاره کرد در ضمن بیشتر شعر های مذهبی یارسانی ها (اهل حق) نیز به این زبان می باشد، پهلویانه (فهلویات) که شعرهایی با شاعر نامشخص می باشند نیز بین مردم این منطقه رایج است که سینه به سینه نقل شده اند و در مراسم شادی و عزا خوانده می شوند(1)
متاسفانه این گویش فاقد گونه ی نگارش روشنی می باشد و هر نویسنده ای بنا بر سلیقه ی خود دست به کشف حروفی برای خود نموده است در این مقاله سعی شده با الهام از شیوه ی نگارش کردی حروف الفبایی برای این گویش تهیه گردد که امید است مورد توجه مححققان عزیز قرار بگیرد لازم به ذکر است که این حروف زبان لری و بختیاری را نیز می تواند در بر بگیرد .
اصل اساسی در این شیوه ی نگارش " برابری ویکسانی تلفظ و نوشتن کلمه" می باشد . این حروف به صورت زیر می باشند:
آا ،ب،پ ،ت ، ج ، چ ، ح ، خ ، د ، ر ، ر، ز، ژ، س ، ش ، ع ، غ ، ف ، ق ، ک ، گ ، و ، وو ، و ، ل ، ل ، م ، ن ، ه ،هه ،ی،ی ،ق
که در زیر آوا نوشت آنها همراه با مثال هایی آورده شده است.
| معنی فارسی | لاتین | واژه | لاتین | حروف فارسی | حروف لکی |
| جان | gian | گیان | a | آ ا | آ ا |
| بالا | beleng | بلی نگ | b | ب | ب |
| ذره | persga | پریشگه | p | پ | پ |
| انبارآرد | tapu | تاپوو | t | ت | ت |
| زمین بایر | gar | جار | j | ج | ج |
| چشم | ceam | چیه م | c | چ | چ |
| حامد | hamed | حامد | h | ح | ح |
| خوب | xas | خاس | x | خ | خ |
| دهان | dam | ده م | d | د | د |
| راه | r e | ری | r | ر | |
| پایین | xwar | هووار(خووار) | r | ر | ر |
| زخم | zeam | زیه م | z | ز | ز |
| زن | zan | ژه ن | z | ژ | ژ |
| سا لم | saq | ساق | s | س | س |
| چوپان | soon | شوون | s | ش | ش |
| علی | ali | عه لی | ع | ع | |
| صخره | maqar | مه غا ر | q | غ | غ |
| زیاد | fera | فره | f | ف | ف |
| صحبت | qese | قسه | q | ق | ق |
| پسر | kor | کور | k | ک | ک |
| مکث | get | گت | g | گ | گ |
| گل | gol | گول | o | ___ُ___ | و |
| خون | xun | خؤین | u | ؤ | |
| گردن | mel | مل | L | ل | ل |
| خانه | mal | مال | L | ل | |
| ماهی | mave | ماوی | m | م | م |
| نان | no | نو | n | ن | ن |
| تاج ماکیان | pup | پووپ | u | او | وو |
| ندا دادن | hena | هه نا | h | هـ | هـ |
| بله | bale | به لی | a | ----َ—َ | ه ، ــه |
| شیر درنده | ser | شیر | e | ی ، یـ | |
| شیر خوردنی | sir | شیر | i | ی | ی |
| هفده | havda | هه قده | V | ق |
با توجه به جدول بالا می توان نوشت:
توجه : به نظر شما این کلمات چه معنی ایی می دهند ؟ درد ، برد ، لر،کشت ،کر
حروف اضافه شده :
* درالفبای لکی فتحه ( —َ - ) به صورت "(ـه ، ه)" نوشته می شود مانند:
له ک (لک) ، به رد (سنگ) ، خه م (غم) ، فه رزاد (فرزاد)، له ر (لاغر)،سه ر(سر) ، ده رد(درد)
* درالفبای لکی بجای ضمه ( — ُ- ) از " واو " بزرگ استفاده می شود مانند:
لور(لر) ، کوشت (کشت) ، گومان (گمان) ، گوراز (گراز) ،مونگ (ماه) ، سور(لغزنده)،دورد (کار بد)
* در الفبای لکی برای کسره نمادی در نظر گرفته نشده است بنابراین هر کلمه ی بدون نماد ، کسره می تواند باشدمانند:
کر (نشانه) ، لر(گیجی)، کشت (کشت و کار) ، برد(بردن)، هاتن(آمدن) ، بن (ته)
* در الفبای لکی بجای (او) از" وو " استفاده می شود مانند:
دروو (دروغ) ، دوو (دوغ) ، نوو (نو)
* در الفبای لکی حرف ویژه ای وجود دارد که معادل آن در فرانسوی و آلمانی نیز پیدا می شود U,O که در لکی به صورت " و " با دو نقطه روی آن نوشته می شود مانند:
رؤین (روغن ) ، شؤی (شوهر) ، خؤیه (خواهر)
* در الفبای لکی دو < ی> وجود دارد یکی مانند فارسی می باشد و دیگری یای کم صدا ست که معادل دو کسره است و به صورت " ی " معمولی است اما یک 7 کوچولو بالای آن است یُِِ ، یِّا مانند:
شیر(شیر درنده) ، ایسه (حالا) ، لیو (لب)،
* در الفبای لکی دو < ر> وجود دارد که یکی معادل فارسی می باشد ودر دیگری زبان آن را مشدد و با لرزش تلفظ می کند که به صورت" ر " معمولی با یک 7 کوچلو در زیرش نوشته می شود مانند:
پر (پر) ، چرین (آوازخواندن) ، کور (پسر ) ، ارا (برای) ، هه ره (اره)
* درالفبای لکی دو نوع ل وجود دارد که نوع اول مانند فارسی می باشد مانند مه ل( پرنده) ، مل (گردن)، که ل (شکاف) اما در نوع دوم زبان سنگین و غلطان تلفظ می شود و به صورت" ل " معمولی با یک 7 کوچک در بالایش نوشته می شود مانند:
کول (کوتاه) ، گول (گل) ، دل (دل) ، که ل (گوزن)
* در لکی حرفی بین < ف > و < و > وجود دارد که مانند V لاتین تلفظ می شود و در لکی به صورت ق سه نقطه " ق " نوشته می شود ، صدای این حرف شبیه صدای وزیدن باد است مانند:
هه قده (هفده) ، گه قوه (گبه ، فرش)، گقه ( صدای وزش باد) ، گقن ( موی مجعد ،نوعی گیاه)
پرسش:

شادروان غضنفري امرائي، در سال 1296 هجري شمسي در كوهدشت بدنيا آمد. پدرش مرحوم نظر علي خان امرائي ملقب به امير اشرف، علاوه بر طبيعت ايلخاني و حكومت، طبعي لطيف و شاعرانه داشت كه اين طبيعت به دو تن از فرزندانش و از جمله اسفنديار غضنفري امرائي منتقل گرديده است.
اسفنديار غضنفري امرائي كار شعر و شاعري را بعد از برخورد با مرحوم اسداله خان كمالوند (مفلوك) يعني از 1312 كه به استخدام وزارت دارائي درآمده و در اداره عايدات دارائي خرم آباد مشغول بكار مي شود، آغاز، و در يادداشت هاي خود نخستين مشوق و استادش را مرحوم مفلوك معرفي مي كند. غضنفري امرائي چند سال بعد به وزارت راه منتقل ميگردد و تا وقتي كه بازنشسته مي شود در پست ها و شهرستانها و استانهاي مختلف انجام وظيفه ميكرد. در كنار كار اداري همواره به كار شعر و شاعري و تحقيقات ادبي و تاريخی، گوشه چشمي داشت كه ماحصل آن ديوان اشعار تذكره شعراي لرستان (گلزار ادب) تصحيح ديوان ميرنوروز و ملاپريشان است. غضنفري امرائي با اينكه تحصيلات دانشگاهي نداشت ولي بواسطه ذوق و استعداد سرشار خود يكي از شاعران خوش قريحه و باذوق لرستان بشمار مي رود. شادروان غضنفري امرائي در سال 1372 در شهر خرم آباد درگذشت
جمعه 25 اوت 2006
لک ها گروهی مستقل از اقوام آریایی هستند که در استانهای لرستان، کرمانشاه، ایلام، همدان، کرکوک، خانقین و بخشهایی دیگر از کشور عراق سکونت دارند. گروه هایی نیز به مناطق متعدد کشور از جمله به شهرستان های کجور، کلاردشت، تیت دره، مکارود در شمال و گروهایی نیز به استان های فارس، قزوین، شمال خراسان و ورامین در استان تهران تبعید شده اند. این قوم یکی از سه شاخه ی اصلی اقوام آریایی به نام مادها هستند که نخستین حکومت و تمدن مدرن را در غرب ایران زمین بنیان نهادند. زبان آنها بازمانده زبان های اصیل اوستایی و پهلوی است که به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است.
زبان لکی در میان مردمان ساکن در جنوب نواحی غربی ایران (در قسمتهایی از کرمانشاه و ایلام) و نواحی سردسیر شمال و شمال غربی استان لرستان رایج است و هم اکنون انبوهی از مردمان این مناطق بدان تکلم میکنند. حوزه گسترش گویش لکی به ترتیب از شمال شرق به شمال غرب عبارتند از :
بخش چقلوندی یا هرو در شمال شرق،زاغه و بخشهایی از شهرستان بروجرد. بیشتر لک زبانان بروجرد در بخش سیلاخور(منطقه چالان چوالان)هستند.
شهرستان سلسله یا الشتر در شمال
شهرستان دلفان یا نورآباد در شمال غرب
مناطق شمال و شمال غربی شهرستان کوهدشت و نواحی شمالی بخش چگنی
بخشهايي از شهرستان شيروان چرداول-دره شهر و آبدانان.
در کردستان عراق(جنوب کردستان) تعداد گویشوران لک بیشتر از ایران است.
شهرهای صحنه،کنگاور،سنقرودینوردر استان کرمانشاه و بخشهایی از تویسرکان، نهاوندواسدآباد در استان همدان.
در میان مناطق یاد شده، دهستان قلایی واقع در جنوب شهرستان سلسله و نیز طوایف امیر، در شمال دشت الشتر به گویش لری تکلم میکنند. شهرستان دلفان در بخش لکیزبان مرکزیت دارد و تقریبآ همه اهالی آن به لکی سخن میگویند، از اینرو میتوان این شهرستان را مرکز لکستان دانست.
گویش لکی با گویشهای جنوبی زبان کردی به ویژه گویشهای سورانی و گورانی نزدیکی دارد و از دیدگاه زبانشناختی لکی حلقه میانی زبانهای کردیتبار و فارسیتبار به شمار میآید. زبان کردی و شاخههای متعدد آن از دیدگاه تحولات تاریخی زبانها و لهجههای ایرانی جزو زبانهای "شمال غربی" ایران محسوب میگردند. البته برخی ادعا کرده اند که زبان لکی عضوی خارج از زبان کردی و لری میباشد. درتاریخهای گذشتگان از جمله تاریخ گزیده نوشته حمدالله مستوفی از الشتر به عنوان یکی از ایالات بزرگ کردستان یاد شده است.
یکی از ویژگیهای گویش لکی، دارا بودن آثار نوشتاری است. برخی از این آثار متعلق به فرقه یارسان (اهل حق) میباشد. گروهی از تیرههای لک دلفان پیرو کیش یارسان میباشند. گویش لکی از لحاظ ساختار زبانی و اشتراکات واژگانی از گویشهای لری کاملاً متمایز است. این گویش با توجه به دگرگونیهای آوایی زبانهای ایرانی در دوره باستان و میانه پیوندگاه گویشهای ایرانی "شمال غربی" و جنوب غربی را تشکیل میدهد. در حالیکه زبان لری و شاخههای آن جزو زبانهای ایرانی "جنوب غربی" (فارسیتبار) شمرده میشوند.از ویژگیهای لکی، داشتن فرهنگ غنی مکتوب است. برخی آثار سرایندگان لک در تذکره به همت مرحوم اسفندیار خان غضنفری تحت عنوان "گلزار ادب لرستان" گردآوری شده است. این تذکره با لری پیوندی ندارد. از دیگر آثار مکتوب میتوان به سرودههای اهل حق نظیر: کلام خان الماس، نامه سرانجام، هفتوانه اشاره کرد. دیگر اثر مشهور شاهنامه لکی است که اخیرا انتشارات اساطیر آن را منتشر کرده است و...